سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
این تویی که اغیار را ازدل های دوستانت زدودی تا آن که جز تو را دوست نداشتند ...آن که تو را از دست داد، چه به دست آورد ؟ و آن که تو را یافت، چه از دست داد ؟ آن که جز تو را به عنوان عوض پذیرفت، زیان کرد . [امام حسین علیه السلام ـ در دعایش ـ]
   1   2   3   4   5   >>   >

این اواخر توفیق اجباری شد تا کتاب "بندگی، راز آفرینش" شهید دستغیب را بخونم. تاریخ نشر کتاب مال اوائل انقلاب بود و کتاب در حال انهدام! بطوری که باید با احتیاط ورق میزدی تا پاره نشه. موضوع کتاب در باب شرح خطبه ی فدکیه ی حضرت فاطمه سلام الله علیها بود؛ اما در عین حال یک درس اخلاق واقعا حسابی بود. اولین بار بود که کتابی از آیت الله دستغیب می خوندم. شیفته ی نوع نگاه ایشان به مباحث اعتقادی و اخلاقی شدم. کسانی که این کتاب را خوانده اند احتمالا این عرض بنده را تصدیق می کنند که ایشان عمیق ترین مباحث اخلاقی را در زیباترین بیان ممکن مطرح کردند. غرض این که اگر جائی این کتاب را دیدین حتما بگیرین و بخونین؛ ضرر نمی کنین!

یک نمونه از نوع نگاه زیبای ایشان را در اینجا می آورم، شاید که ترغیب شدید و کل کتاب را خواندید!



دزدی انواع و اقسام متفاوتی دارد؛ آیت الله دستغیب در این باره می نویسد:

آن لحظه ای که چشم به بیگانه دوختی، دزدی! اذن صاحب و مالک فقط در مباحات است. هر نوع گناهی، خیانتی، جنایتی که از بشر سر می زند بداند در آن حال از صراط عبودیت به قعر جهل و بدبختی افتاده و از مسیر غرض از ایجاد بازمانده!


پی نوشت:
- مدتی بنا به دلایلی در دسترس نبودم، ظاهرا این مدت که نبودم اتفاقات جالبی افتاده. امروز داشتم سایت آقا را نگاه می کردم چشمم به حکم انتصاب اعضای جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام افتاد. این قسمتش توجهمو جلب کرد:
"ضمن تشکر از همه‌ی آقایان اعضای محترم، ریاست و دبیرخانه مجمع، برای دوره‌ی پنج ساله‌ی جدید شخصیت‌های حقوقی و حقیقی نامبرده در زیر را با ریاست جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای هاشمی رفسنجانی تعیین می‌کنم". +
بله درسته، حجت‌الاسلام والمسلمین آقای هاشمی رفسنجانی نه حضرت آیت الله! که البته این لقب هم کمال لطف حضرت آقا را نشان می دهد. زیرا کسی که در برابر ولی زمان، تواضع نمی کند، حجت کفار است نه مسلمانان.



 
نویسنده:  |  سه شنبه 22 فروردین 91  ساعت 12:27 عصر 


سی و سومین سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی رو پشت سر گذاشتیم. در 850 شهر بزرگ و کوچک شاهد راهپیمائی های گسترده ی مردمی بودیم. مسلما این اولین و آخرین راهپیمائی و تجمع گسترده ی امت حزب الله نیست. آنقدر راهپیمائی و گردهمائی ملی داشتیم که آمارش از دستمان در رفته. روز قدس، 22 بهمن، نهم دی و..
نمی دانم تا کجا باید پیش برویم تا ظرفیت دوربین ها و تشکیلات میلیاردی صدا و سیمای ملی(!) از دوربین های موبایل بعضی ها بالاتر برود..
هنوز هم بعد از این همه حضور، آقایان در تیترهای خبری مصلحت اندیشی می کنند. هنوز هم می ترسند پابرهنگان را ببینند. هنوز هم می ترسند انرژی متراکم مستضعفان را به رخ اشراف کثیف بکشند. 
در مملکت حزب الله، حزب الله از همه مظلوم تر است..



 
نویسنده:  |  یکشنبه 23 بهمن 90  ساعت 10:44 صبح 

حکم دادگاه جناب فائزه هاشمی فرزند حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی اعلام شد:

شش ماه حبس و 5 سال محرومیت از فعالیت های سیاسی ، فرهنگی و مطبوعاتی +

به مهدی هاشمی بگوئید به ایران برگردد چرا که اینجا امنیت ارزان تر است..

یادش به خیر!  کاوه اشتهاردی فرزند شهید اشتهاردی به جرم انتشار « بیانیه مشترک 220 تشکل دانشجویی برای محاکمه مهدی هاشمی رفسنجانی » به 6 ماه حبس تعزیری و 10 ضربه شلاق محکوم شد! این یعنی هزینه ی فعالیت بر علیه متهم فراری بیش از هزینه ی فعالیت علنی ضد رهبری است..

اگر قوه ی قهریه ی کشور به محاکمه ی فائزه ی هاشمی نمی پرداخت بسیار بهتر بود؛ زیرا در آن صورت حمل بر مصلحت اندیشی آقایان می شد تا بی عدالتی..
در اثبات بی عدالتی دستگاه قهریه همین بس که با محکومین حوادث پس از انتخابات چه شد و با ایشان چه..!

راستی! حکم محارب چی بود؟!

فاین تذهبون؟

یاد وبلاگ بیچاره ام میفتم که به علت انتقاد به هاشمی فیلتر شد. وبلاگی که هیدر اون مزین به عکس ولی امر مسلمین بود!

ما انتظار حمایت نداریم، انتظار عدالت هم نداریم؛ چون شما عرضه اش را ندارین، چون خودتون فساد دارین، فساد دارین که ارزش ولی خدا پیش چشمتون از حرومزاده های انگلیسی کمتره.. همین دلهره داشتن من هنگام نوشتن این متن نشانه ی فساد شماست. دلیل از این بهتر؟! اینه حکایت عدالت در کشور ما...
ما کار خودمونو می کنیم شما هم کار خودتونو بکنین. والعاقبه للمتقین/



 
نویسنده:  |  جمعه 16 دی 90  ساعت 5:16 عصر 

تا اسم 9 دی میاد، تو کله هامون هوا میفته و سر سینه رو میدیم بالا که بله! تو سال فتنه، شرمنده ی امام حسین(ع) نشدیم و گل کاشتیم! ما سمبل بصیرت و دفاع از ولایت شدیم! تاریخ از ما به عنوان عمار یاد می کنه! ..

بسه این حرفا! تا کی هنداونه زیر بغل خودمون بزاریم؟

حدود یک سال در خیابان ها به جایگاه ولایت فقیه و شخص ولی فقیه توهین و جسارت شد؛ در دانشگاه ها اهانت به رهبری به حدی رسید که یک روال طبیعی حساب می شد؛ قبح این عمل در اذهان شکسته شد... عمارها کجا بودند؟

مگر حضرت امام(ره) نفرمودند که "ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است" ؟
مگر حضرت خامنه ای در جایگاهی غیر از جایگاه رسول الله(ص) و ائمه ی اطهار(ع) تکیه دارند؟ مگر این جزو اعتقادات اساسی شیعه نیست؟ پس چرا در برابر این اهانت ها همچین قیامی صورت نگرفت؟؟! بله این نشان دهنده ی اونه که ما هنوز ولایت را نمی شناسیم!

بله ما در برابر هتک حرمت به امام حسین(ع) قیام کردیم اما حسین زمان را نشناختیم..
ندای "این عمار" او همان ندای "هل من ناصر" حسین(ع) بود که ما نفهمیدیم..
اگر مولایمان خامنه ای، این روز را روز بصیرت می داند از بزرگواری ایشان است؛ دلیلی نمی شود تا ما هم به معضل خودعمارپنداری دچار شویم!

ما از نهم دی برای پایان دادن به فتنه بهره بردیم؛ اما حقیقت آن است که ما باز هم قافیه را باختیم.. ما باز هم شرمنده ی ارباب شدیم..

اگر حسین(ع) به داد ما نمی رسید مشخص نبود تا کی باید به خاله بازی هامان ادامه می دادیم..

امان از غریبی مولایمان خامنه ای...



 
نویسنده:  |  جمعه 16 دی 90  ساعت 3:3 عصر 

خــاک ســر کــوی تــو زنــده کــنــد مــرده را... یــا حــســیــن..

محرم



 
نویسنده:  |  سه شنبه 8 آذر 90  ساعت 12:12 صبح 

بعد از یادداشت “هر دم از این باغ بری می رسد..” موج انتقادات به همراه اهانات و تهمت ها روانه ی ما شد. هرکس به نوعی شروع به مخالفت کرد. یکی گفت تازه به دوران رسیده ای، جو گرفتدت! یکی گفت این حرف ها رو میزنی که گنده بشی! یکی گفت شرایط دیپلماتیک اقتضا می کرد؛ یکی گفت ایام حج نزدیکه و مجبور بودن؛ یکی ترور سفیر عربستان رو ملاک قرار داد؛ یکی گفت چون آقا حرفی نزده تو هم لال شو! یه سری افراد تنش زدائی رو مطرح کردند؛ یکی گفت چون رئیس جمهور شخص دوم مملکته یعنی از همه بیشتر می فهمه! جالبه بعضی ها تهدید هم کردند! و از اون جالب تر اینکه بعضی ها از طرف آقا هم نظر می دادند! بعضی ها؛ بعضی ها…

این بار هم طولی نکشید که دست عنایت خدا باز هم متجلی شد. سیاست بسیار زیرکانه و همه جانبه نگرانه حضرت سیدعلی باز هم چشم ها را خیره کرد. حضرت آقا در آستانه‌ى روز ملى مبارزه با استکبار جهانى‌ در دیدار با دانش‌آموزان و دانشجویان، برگ دیگری از ذکاوت سیاسی خود را به نمایش گذاشتند:

“ما امروز صد سند غیر قابل خدشه در اختیار داریم که نشان میدهد دولت آمریکا پشت سر ترورها و تروریستهائى بوده است که در ایران یا در منطقه واقع شده است. ما با این صد سند، آبروى آمریکا را در دنیا خواهیم برد؛ آبروى این مدعیان حقوق بشر و مبارزه‌ى با تروریسم را در دنیا پیش افکار عمومى خواهیم ریخت؛ اگرچه امروز هم آبروئى ندارند.” +


این پیام جهانی حضرت آقا از چندین جهت قابل ارزیابی است:

- اولین مطلبی که از این فرمایش حضرت آقا قابل برداشت است را اینطور می شود ارزیابی کرد: آمریکا که با افزایش فشار سیاسی و اقتصادی بر ایران، قصدی جز وارد ساختن دوباره ی عناصر فتنه به داخل نظام و محدود ساختن فعالیت جمهوری اسلامی ایران در منطقه را ندارد؛ بار دیگر در موضع انفعال قرار گرفت. و این اولتیماتوم ایران ابتکار عمل را از جبهه ی دشمن خارج نمود.

- ابتکار دیگر حضرت آقا، عدم انتشار صد سند مذکور در ابتدای امر بود. این کار چند حسن دارد. یکی اینکه ملت های منطقه و افکار عمومی را تشنه ی دریافت این اسناد خواهد کرد. دیگر این که این اسناد به عنوان برگ برنده باقی خواهد ماند..

- نکته ی دیگر این پیام تاریخی، زمان بیان آن بود. وضعیت برائت از مشرکین امسال از شرایطی متفاوت برخوردار بود که با توجه به بیداری اسلامی و انسانی، بیم شیطنت ها در آن می رفت. حتی در بعضی از نظرات دوستان استراتژیست(!) احتمال حمله هم داده شده بود! حضرت آقا با در اختیار گرفتن زمین بازی، فرصت تحلیل را از دشمن گرفتند و نتیجه ی بازی را به نفع انقلاب تغییر دادند.

- احیای روح سرخورده ی ملت های انقلابی منطقه از رفتار ذلیلانه ی دولت ایران در حوادث اخیر نیز از نتایج دیگر این پیام بود.

- نکته ی دیگر قابل برداشت از این پیام این است که حضرت آقا بطور غیر مستقیم سیاست منفعلانه ی دولت را زیر سوال بردند و موضع جمهوری اسلامی را موضع عزت مطرح کردند. موشک جواب موشک. دولت مردان باید می فهمیدند که به جای بازی در زمین حریف، خود به فکر تعریف زمین بازی می افتادند. به جای دادن پیام تسلیت به یکی از کثیف ترین موجودات کره ی زمین برای مرگ جانشینش و فرستادن نماینده برای تشییع جسد و دادن سرسلامت باد(!) باید کار اساسی تری انجام می گرفت. که الحمدلله باز هم مقام معظم رهبری غرور شکسته ی ما را احیا کردند. و بار دیگر ابهت گفتمان انقلابی حزب الله را به دنیا نشان دادند.

سایه ی حضرت امام خامنه ای مستدام.



 
نویسنده:  |  جمعه 20 آبان 90  ساعت 11:30 صبح 


یادش بخیر در جنگ 22 روزه آقای رئیس جمهور چنان پیامی خطاب به دول عربی صادر کرد که از حکم جهاد داغ تر بود. گذشت و گذشت…

سال 1390/
شیعیان بحرین توسط نظامیان عربستانی قصابی میشن؛ طرف
پیام تسلیت میده به ملک عبدلله به مناسبت مرگ وزیر دفاع عربستان! و علاوه بر همدردی، آرزوی غفران و رحمت برای آن مرحوم هم می کنه! همه ی این ها به کنار، ملک عبدالله حرامزاده رو “خادم الحرمین الشریفین” هم مورد خطاب می ده! و برای دولت وهابی و کثیف آل سعود آرزوی سربلندی و بهروزی هم می فرمایند..

اصلا بیخیال! دعوا که نداریم؛ انشاالله آقای دکتر احمدی نژاد با همین افرادی که محترم می شمارنشون محشور بشن.

آقای احمدی نژاد شاید به خاطر گاف های متعدد سیاسی و القائات اطرافیانش در حوزه ی سیاسیت خارجی مجبور به بافتن این اراجیف باشند، اما ایشان نماینده ی جریان حزب الله در کشور نیستند.

کاش ما هم تریبونی داشتیم تا از طریق آن از مردم مظلوم بحرین و همه ی مستضعفین جهان به خاطر این افاضات عذرخواهی کنیم..

حضرت روح الله! شرمنده ایم…


پینوشت:

- آقای هاشمی هم لطف کردند و پیام تسلیتی صادر فرمودند! خب الحمدلله…  ما از ایشان به دلیل سوابقشان در این زمینه انتظاری نداریم، اما آقای احمدی نژاد به دلیل انتسابشون به جریان حزب الله سخت زیر ذره بین است و حساسیت ها هم به همین دلیل است.

- بعضی ها گفته اند این کار یک حرکت دیپلماتیک برای جمع کردن داستان ترور سفیر عربستان در آمریکا بود و به علت نزدیکی ایام حج لازم بود! عرف دیپلماسی آقایون برای حزب الله مهم نیست. آیا اگر این داستان در مورد اسرائیل یا آمریکا هم بود این کار باید صورت می پذیرفت؟ آیا برای رد هر ادعائی باید دست به هر کاری زد؟ دو دو تا همیشه چهار تاست!

- تو یکی از سایت ها دیدم که یکی از برادران ضد ارزشی(!) (شایدم بشه گفت بی ارزش) نوشته که حزب اللهی ها از این پیام تسلیت عصبانی شده و به غلط کردن افتادن! قبلا به این افاضات مذبوحانه پاسخ گفتم؛ ایـنـجـا بخونید.

- اسم تنش زدائی هم که میاد تو نظرات، انگار آب یخ میریزن روم! تو نظرات در پاسخ به یه بنده خدائی این مورد رو هم توضیح دادم. اختصارا ارجاع میدم به موضوع حکم ارتداد و اعدام سلمان رشدی و حساسیت های پس از جنگ تحمیلی

- بعضی از دوستان از لحن بنده در این نوشتار ایراد گرفتند؛ ایرادی نداره! نظر شما متین است! اما بهتر بود قبل از انتقاد به لحن نوشتار بنده، به لحن نظر خود خطاب به من هم توجهی می کردید!

- بعضی از پینوشت ها برای سایت مبارزکلیپ نوشته شد که اخیرا اونجا هم مشغولم.

سایه ی حضرت امام خامنه ای مستدام



 
نویسنده:  |  دوشنبه 2 آبان 90  ساعت 6:10 عصر 
   1   2   3   4   5   >>   >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
بندگی، راز آفرینش
راهپیمائی سوزی
خدا را شکر که آقازاده نیستم!
9 دی؛ نماد بی بصیرتی!
مـــحـــرم
عزت یا ذلت؛ مساله این است!
هر دم از این باغ بری می رسد..
آتش توپخانه
هر چی آقا بگه!
جینگولک بازی!
حرف حساب!
هفته ی قوه قضائیه!
باز هم پیروز شدیم!
خداوند ما را برای اقدام آفریده است
وظیفه ی شرعی!!
[همه عناوین(185)]